علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

320

آيين حكمرانى ( فارسى )

خداوند از « بكه » نيز در اين آيه ياد كرده است : إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً « 1 » . اصمعى گويد : از آن روى « بكه » گفته‌اند كه آن‌جا مردم همديگر را مىرانند و در زبان عربى « بك الناس بعضهم بعضا » بدين معناست . اصمعى به گواه اين بيت از رجز را آورده است : اذا الشريب اخذته اكة * فخلّه حتى يبكّ بكّه « 2 » عالمان دربارهء اين دو نام اختلاف كرده‌اند : - برخى گفته‌اند اين دو واژه تنها دو لهجه‌اند و مسمّى يك چيز است ؛ چرا كه عرب‌ها گاه حرف « ب » را به دليل نزديكى مخرج با حرف ميم به اين حرف بدل كنند و گويند : « ضربة لازم » و « ضربة لازب » كه هر دو به يك معناست . اين ديدگاه از آن مجاهد است . - كسانى ديگر گفته‌اند : اين دو واژه دو نام هستند كه از دو « مسمى » نيز حكايت كنند ؛ چرا كه اساسا تفاوت نامها به هدف تفاوت نامورشدگان به اين نام‌ها بنياد يافته است . البته ، كسانىكه بدين ديدگاه گراييده‌اند ، خود دربارهء تعيين آن « مسمى » دو رأى اختيار كرده‌اند : نخست آن‌كه مكه نام همهء شهر و بكه تنها نام خانه است . اين ، عقيدهء ابراهيم نخعى و يحيى بن ابى ايوب است . دوم آن‌كه مكه نام همهء حرم و بكه تنها مسجد الحرام است . اين ديدگاهى است كه زهرى و زيد بن اسلم اختيار كرده‌اند . مصعب بن عبد اللّه زبيرى نقل كرده و گفته است : در روزگار جاهليت ، مكه به سبب امنيتش « صلاح » ناميده مىشد . مصعب در گواهى اين سخن ، بيتى از بحر وافر آورده كه سخن ابو سفيان بن حرب به ابن حضرمى است ، آنجا كه مىگويد : ابا مطر هلمّ الى صلاح * فيكفيك النّدامى من قريش و تنزل بلدة عزّت قديما * و تأمن ان يزورك رب جيش « 3 »

--> ( 1 ) . آل عمران / 96 : بىگمان نخستين پرستشكده‌اى كه براى مردمان بنا نهاده شده همان است كه در بكه است . مبارك است و راهنماى آفريدگان . ( 2 ) - آن‌گاه كه آن صاحب شتران به ستوه آيد او را بگذار تا شتران خويش را همشانه شتران تو كند [ و به آبخور آورد ] . بيت را بنگريد در : ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 5 ، ص 181 ؛ جوهرى ، الصحاح ، ج 4 ، ص 1575 ؛ ابن منظور ، لسان العرب ، ج 10 ، ص 402 - م . ( 3 ) . اى ابو مطر ، به صلاح درآى تا اينجا همدمانى از قريش تو را بسنده كنند . -